ایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر 1. هر کسی 1 زر است او از همه 1تر است
1 1 بالا 1 کســـر شــأن شــعـله 1. 1 1 1و 1 چونکه او بالا تراست
ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست. روی دریا، خس نشیند قعر دریا گوهر است
شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند. پس چرا انگشت کوچک لایق انگشــــتر است
آهن و فولاد از یک کوه می آیند برون. آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است
کــــره اسـب ، از نجابت از پـس مــــادر رود. کــــره خــر ، از خــریت پیش پیش مــــادر است
کاکـل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نکرد. ز لف ، از افتادگی قابل به مشک و عنبر است
پادشه مفلس که شد چون مرغ بی بال و پر است. دائماً خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
سبزه پامال است در زیر درخت میوه دار . دختر هر کس نجیب افتـاد مفت شوهر است
صائبا !عیب خودت گو عیب مردم را مگو. هر که عیب خود بگوید، از همه بالا تر است
برچسب:
نویسنده: پندار سلطانی