خرید بک لینک

حافظ شیرازیحافظ غزلیات

نه هر که 1 1 1 داند

نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داری و آیین سروری داند

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که دوست خود روش بنده پروری داند

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

بباختم دل دیوانه و ندانستم

که آدمی بچهای شیوه پری داند

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست

نه هر که سر بتراشد قلندری داند

مدار نقطه بینش ز خال توست مرا

که قدر گوهر یک دانه جوهری داند

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد

جهان بگیرد اگر دادگستری داند

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۰ساعت ۶:۱۹ ب.ظ&nbsp توسط حاج احمد کمیجانی  | 

برچسب: نویسنده: پندار سلطانی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:12

صفحه بندی