دل بسته برعلایق دنیاچه میکنی
دنیاسراچه ایست که بایدازآن گذشت
بگذرازاین سراچه تماشاچه میکنی
1 که عمرنوح کنی یاکه بیشتر
کشتی شکست دردل دریاچه میکنی
گیرم تمام ثروت عالم ازآن توست
1 تهی به عالم عقباچه میکنی
گیرم به اوج مرتبه امروزتوگذشت
باگیر و دارحسرت فرداچه میکنیپ
گیرم به نازاین تن خاکی به پروری
فردابه زیرخاک باتن تنهاچه میکنی
گیرم که 1 رابه 1 1
بادست 1 1 چه میکنی
گیرم که خون خلق بنوشی به جای آب
در دادگاه خالق یکتاچه میکنی
پایان عمرهرکه بودمرگ ای دریغ
اینجا گذشت عمر توآنجا چه می کنی
گيرم که در دادگاه خلق جهان معتبر شدي
در دادگاه حق وحقيقت چه مي کني؟
گيرم که خلق را با فريبت فريفتي
با دست انتقام طبيعت چه مي کني؟
برچسب:
نویسنده: پندار سلطانی